حسرت دم مرگ
- اولین حسرت: کاش جراتش رو داشتم اون جوری زندگی میکردم که میخواستم٬ نه اون جوری که دیگران ازم توقع داشتن.
- حسرت دوم: کاش این قدر سخت کار نمیکردم.
- حسرت سوم: کاش شجاعتش رو داشتم که احساساتم رو به صدای بلند بگم.
- حسرت چهارم: کاش رابطههام رو با دوستام حفظ میکردم.
- حسرت پنجم: کاش شادتر میبودم.
مدیریت ایرانی
هر تیم شامل 8 نفر بود
در روزهای قبل از اولین مسابقه هر دو تیم خیلی خیلی زیاد تلاش می کردند که برای مسابقه به بیشترین آمادگی برسند
روز مسابقه فرا می رسد و رقابت آغاز می شود . هر دو تیم شانه به شانه هم به پیش می رفتند و درحالی که قایقها خیلی
عکس جلسه دفاع از رساله دکترا
خرید اینترنتی کتاب از سایت بخوان داتکام bekhan.com
اگر قصد خرید اینترنتی کتاب از سایت بخوان داتکام bekhan.com دارید که خودش ادعا دارد بزرگترین فروشگاه اینترنتی کتاب ایران است بهتر است نخست تجربه مرا در این زمینه بخوانید
اوایل تیرماه برای خرید مجموعه کتابی برای فرزندم این سایت را پیدا کردم که کتابهای مورد نظر مرا برای فروش اینترنتی ارایه کرده بود مبلغ مورد نیاز را واریز کردم و بعد از تایید تلفنی به نوشته سایت منتظر دریافت حداکثر یک هفته ای کتابها ماندم اما خبری نشد بعد از گذشت دو هفته از این سایت با من تماس گرفتند که کتابها موجود نیست (نکته اول : اگر کتابی نیست نباید در سایت موجود اعلام شود به عبارت دیگر باید سایت نو به نو روزآمد شود) وقتی خواستم که پول مرا پس بدهند به یکی از همان طریقی که دریافت می کنند اعلام کردند که بازپس دادن پول به هیچ وجه امکان دارد و من فقط می توانم خرید کنم تمام تماسها و صحبتهای من در این زمینه به نتیجه نرسید (نکته دوم" این بر خلاف تمام اصوی تجاری و حقووقی است که فرد را مجبور به خرید اجباری کنند) در نهایت تصمیم گرفتم برای احقاق حقم خرید کنم. از انجا که نمی خواستم پول اضافه ای پرداخت کنم با کلی جستجو کتابهایی پیدا کردم که مجموع بهای انها و هزینه ارسال پستی با مبلغ واریزی یکسان باشد پس از تایید تلفنی سفارش را ثبت کردم و باز منتظر شدم تا یک هفته بعد کتابها به دستم برسد اما با گذشت دو هفته دوباره از سایت با من تماس گرفتند که اول اینکه یکی از کتابهای درخواستی موجود نیست و دوم اینکه قیمت برخی کتابها از قیمت ارایه شده در سایت بیشتر است (نکته سوم تکرار همان نکته اول در خصوص وضعیت موجودی کتابها و نیز تفاوت قیمت سایت با قیمت واقعی است که ناشی از به روز نبودن سایت است) و گفتند کتابها ارسال و مابقی وجه به صورت اعتبار در سایت برایم ذخیره خواهد شد. در نهایت با وجود گذشت دو ماه پذیرفتم و سرانجام در اواخر مرداد ماه کتابها به دستم رسید از ان تاریخ تاکنون پیگیریها برای لحاظ کردن مابقی مبلغ به عنوان اعتبار هنوز نتیجه نداده و هر بار به هفته اینده موکول می شود و هنوز به پولم نرسیده ام
خلاصه اینکه توصیه من به شما اینست که اصلا از این سایت خرید نکنید که جز دردسر چیزی ندارد
اسم شما چه رنگی است؟!
ممکنه کاملا علمی نباشه اما جالبه
اینکه شما بدانید برای اسمتان رنگ مخصوصی وجود دارد و میتوانید راز شخصیتی خود را از لا به لای آن دریابید! باید بسیار جالب و هیجان انگیز باشد…
به گفته روانشناسان همه ما به نحوی تحت تاثیر رنگها هستیم و به عبارت دیگر (خود) واقعی مان را با این رنگها نشان می دهیم. برای اسم هر فرد رنگ مخصوصی وجود دارد. که میتواند بر زندگی او تاثیر بگذارد.جالب است نه؟! اینکه شما بدانید برای اسمتان رنگ مخصوصی وجود دارد و میتوانید راز شخصیتی خود را از لا به لای آن دریابید! باید بسیار جالب و هیجان انگیز باشد.پس به موارد زیر به ترتیب ذکر شده کاملا توجه کنید:
رنگهای هماهنگ با ارقام و حروف عبارتند از:
قرمز: ۱ ش ج س الف
نارنجی: ۲ ت ث ک ب
زرد: ۳ ی ل ص ض
سبز: ۴ و م د ژ
آبی: ۵ چ ن ط ظ
نیلی: ۶ ح خ ف -
بنفش: ۷ ع پ غ -
صورتی: ۸ ز ق ه -
طلایی: ۹ ر ذ گ -
برای اینکه با چگونگی موضوع آشنا شوید یک مثال میآوریم بدین شکل که اسم و فامیل خودرا روی برگه کاغذی مینویسید و بر اساس حروف و اعداد ذکر شده برای هر کدام،به رنگ مربوطه دست پیدا میکنید.
مثال : لیلا جلالی
ل۳ ی۳ ل۳ الف۱ ج۱ ل۳ الف۱ ل۳ ی۳
سپس اعداد را با هم جمع میکنیم:
۲۱=۳+۳+۱+۳+۱+۱+۳+۳+۳
باز هم دو عدد را با هم جمع میکنیم:
۳=۱+۲ عدد ۳ مربوط به رنگ زرد است.
حال میتوانید مشخصات خود را بخوانید.
صورتی
دارای قدرت جسمی بالایی هستید بخاطر اراده ی بالایی که دارید میتوانید رویاهایتان را به راحتی به واقعیت تبدیل کنید. با مسئولیت ها به راحتی کنار میآیید و میتوانید دیگران را در حل مشکلاتشان راهنمایی کنید.از نظر عاطفی فردی قوی و عمیق هستید.صمیمیت بیش از اندازه با دیگران سخت است.
قرمز
بسیار جاه طلب بوده و گاهی برای رسیدن به اهداف خود ممکن است از دیگران هم مایه بگذارید. قرمز رنگ حیات و جسارت است.همیشه تلاش دارید که آشکارا به فعالیت بپردازید و مورد توجه قرار بگیرید.بسیار خونگرم هستید و بسادگی تحریک میشوید. ممکن است در اوج شادی نیز ناگهان و با کوچکترین بهانه ای اخمهایتان در هم رفته و به لاک خود فرو بروید.باید سعی کنید که از انرژی فوق العاده تان در جهت مثبت استفاده کنید.
زرد
بسیار تیز هوش هستید.شخصیتی بسیار خوش بین و فعال دارید. هرگز در ابراز آنچه میخواهید بر زبان بیاورید کم نمی آورید.بخاطر زنده دلی ابتکار و مستعد بودنتان در بر قراری ارتباطی خوب با دیگران همیشه دور و برتان پر از دوستان مختلف خواهد بود.با وجودی که روحیه ی بسیار شادی دارید هرگز احساس رضایت نخواهید کرد مگر اینکه شادیهایتان را با دیگران تقسیم کنید.تنها ایرادی که ممکن است داشته باشید قدرت تخیل و تجسم بیش از اندازه تان است که گاهی شمارا در خود غرق می کند!اگر نتوانید انرژی و توانتان را در مسیر درستی هدایت کنید در آخرخواهید دید بیشتر کارهایی که با هدفی مشخص شروع کرده اید ناتمام مانده اند.
طلایی
در هر چیزی فقط حد بالای آن می تواند رضایت خاطر شمارا بر آورده کند. از طرف دیگر رفتار و کلامتان چنان جذابیتی دارد که به ندرت ممکن است کسی با شما آشنا شود ولی شیفته تان نشود. دانش و آگاهی شما نسبت به زندگی غیر قابل توصیف است. به هر چیزی با خوش بینی زیاد نگاه می کنید. می توانید معلم خوبی باشید و تمام تجربیاتتان را به دیگران نیز انتقال دهید.شرایط منفی را می توانید به بهترین موقعیت ها تبدیل کنید.
نیلی
زندگی شما بیشتر به زندگی عارفان شباهت دارد. با عشق و علاقه ای که به پاکی و زیبایی های دنیا دارید میتوانید توان و شادی فوق العاده ای به افراد افسرده ببخشید .علاوه بر روحیه و شخصیت نوع دوست و انسان پروری که دارید ازیک حس ششم بسیار قوی برخوردارید که از این طریق نیز میتوانید براحتی از مشکلات مردم با خبر شوید.
سبز
برای شما خیلی مهم است که برنامه روزانه داشته باشید.نظم و انضباط برایتان اهمیت زیادی دارد.بندرت ممکن است زنگیتان آشفته و بی هدف باشد. دیگران اغلب برای گرفتن راهنماییهای جدی نزد شما میآیند.برای حل مشکلات دیگران بشدت حرص میخورید.تکامل شخصیتی برایتان بسیار حائض اهمیت است و برای وسعت بخشیدن به دانش خود هرگز از آموختن دست بر نمیدارید. ترجیح میدهید بجای از شاخه ای به شاخه ی دیگر پریدن روی هدف ثابتی به فعالیت بپردازید.
بنفش
عاشق کند و کاو و جستجو در عمق هر پدیده هستید و شاید هم به همین دلیل عشق به علوم ماوراء الطبیعه در شما به حد کافی رشد کرده است.این باعث شده به رشته هایی چون فلسفه روی آورید هیچ اتفاقی را به راحتی قبول نمیکنید. مگر آنکه خودتان آنرا شخصا تجربه کرده باشید .برای حل مشکلات نیز راه حل را در درون خود می جویید. عاشق تنهایی هستید و هماهنگ شدن با دیگران کمی برایتان مشکل است.
آبی
به احتمال قوی دیگران شما را شخصی بدون تعارف و غیر تشریفاتی میدانند و شاید هم به همین دلیل برایشان جالب توجه هستید.آزادی برایتان ارزش زیادی دارد و هرگز نمیتوانید در محیطی کار کنید که به شما تحکم شود و یا زیر نظر قرار دارید. اگر این همه دنبال تنوع هستید به این دلیل است که اعتقاد زیادی به حقیقت دارید وبرای همین زندگی با تمام مشکلات و سختی هایش برای شما ارزشی فوق العاده دارد.
نارنجی
شوخ طبعی و بذله گویی بخصوصی را که به ارث برده اید باعث شده محبوب دیگران باشید. دیگران از بودن با شما لذت برده و انرژی مثبت میگیرند.سعی میکنید همیشه لیوان را از نیمه پر آن ببینید و با بذله گویی خاص خود محیط را برای انجام کاری مثبت فراهم سازید. آماده کمک به دیگران هستید . رنگین کمان زندگی تان را دوست دارید تا زندگی را برای دیگران نیز زیباتر نمایید.
منبع این مطلب هم سایت سه نسله
یک فنجان قهوه
پروفسور فلسفه با بسته سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان خود روی میز گذاشت.
وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.
سپس از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟
و همه دانشجویان موافقت کردند.
سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپ های گلف قرار گرفتند؛ سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند.
بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگرپرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله".
بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد. "در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!" همه دانشجویان خندیدند.
در حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت: " حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند – خدایتان، خانواده تان، فرزندانتان، سلامتیتان ، دوستانتان و مهمترین علایقتان- چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها باقی بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود.
اما سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل تحصیتان، کارتان، خانه تان و ماشینتان. ماسه ها هم سایر چیزها هستند- مسایل خیلی ساده."
پروفسور ادامه داد: "اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه، درست عین زندگیتان. اگر شما همه زمان و انرژیتان را روی چیزهای ساده و پیش پا افتاده صرف کنین، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه. به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندانتان بازی کنین، زمانی رو برای چک آپ پزشکی بذارین. با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و با اونها خوش بگذرونین.
همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست. همیشه در دسترس باشین.
.....
اول مواظب توپ های گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند."
یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟
پروفسور لبخند زد و گفت: " خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در زندگی شلوغ هم ، جائی برای صرف دو فنجان قهوه با یک دوست هست! "
خارپشتهای عصر یخبندان
در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.خارپشتها که وخامت اوضاع رادریافتند تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب همدیگررا حفظ کنند...
وقتی نزدیکتر به هم بودند گرمتر می شدند ولی خارهایشان یکدیگررا زخمی می کرد به خاطرهمین تصمیم گرفتند ازهم دور شوند ولی از سرما یخ زده می مردند...
ازاینرو مجبور بودند یا خارهای دوستان را تحمل کنند، یا نسلشان از منقرض شود.
پس دریافتند که بهتر است باز گردند و گردهم آیند و آموختند که : با زخم های کوچکی که همزیستی با کسان بسیار نزدیک بوجود می آورد زندگی کنند ، چون گرمای وجود دیگری مهمتراست...
و این چنین توانستند زنده بمانند...
چگونه سرود ای ایران خلق شد
در شهریور 1323 زمانی که نیروهای انگلیسی و دیگر متفقین تهران را اشغال کرده بودند، حسین گل گلاب تصنیف سرای معروف، از یکی از خیابان های معروف شهر می گذرد. او مشاهده می کند بین یک سرباز انگلیسی و یک افسر ایرانی بگو مگو می شود و سرباز انگلیسی کشیده محکمی در گوش افسر ایرانی می نوازد. گل گلاب پس از دیدن این صحنه، با چشمان اشک آلود به استودیوی روح الله خالقی (موسیقیدان) می رود و شروع به گریه می کند.
غلامحسین بنان می پرسد ماجرا چیست؟ او ماجرا را تعریف می کند و می گوید: کار ما به اینجا رسیده که سرباز اجنبی توی گوش نظامی ایرانی بزند! سپس کاغذ و قلم را برمی دارد و با همان حال می سراید:
ای ایران ای مرز پرگهر
ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
ای دشمن! ار تو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم...
همان جا خالقی موسیقی آن را می نویسد و بنان نیز آن را می خواند و ظرف یک هفته تصنیف «ای ایران» در یک ارکستر بزرگ اجرا می شود. سرود «ای ایران» دقیقاً در 27 مهرماه سال 1323 در تالار دبستان نظامی [دانشکده افسری فعلی] و در حضور جمعی از چهره های فعال در موسیقی ایران متولد شد. شعر این سرود را «حسین گل گلاب» استاد دانشگاه تهران سروده بود، و از ویژگی های آن، اول این است که تک تک واژه های به کاررفته در سروده، فارسی است و در هیچ یک از ابیات آن کلمه ای معرب یا غیرفارسی وجود ندارد. سراسر هر سه بند سرود، سرشار از واژه های خوش تراش فارسی است؛ زبان پاکیزه ای که هیچ واژه بیگانه ای در آن راه پیدا نکرده است، و با این همه هیچ واژه ای نیز در آن مهجور و ناشناخته نیست و دریافت متن را دشوار نمی سازد. دومین ویژگی سرود «ای ایران» در بافت و ساختار شعر آن است، به گونه ای که تمامی گروه های سنی، از کودک تا بزرگسال می توانند آن را اجرا کنند. همین ویژگی سبب شده این سرود در تمامی مراکز آموزشی و حتی کودکستان ها قابلیت اجرا داشته باشد. و بالاخره سومین ویژگی ای که برای این سرود قائل شده اند، فراگیری این سرود به لحاظ امکانات اجرایی است که به هر گروه یا فرد امکان می دهد تا بدون ساز و آلات و ادوات موسیقی نیز بتوانند آن را اجرا کنند. آهنگ این سرود که در آواز دشتی خلق شده، از ساخته های ماندگار «روح الله خالقی» است. ملودی اصلی و پایه ای کار، از برخی نغمه های موسیقی بختیاری که از فضایی حماسی برخوردار است، گرفته شده است. این سرود در اجرای نخست خود به صورت کر خوانده شد اما ساختار محکم شعر و موسیقی آن سبب شد در دهه های بعد خوانندگان مطرحی همانند «غلامحسین بنان» و نیز «اسفندیار قره باغی» آن را به صورت تک خوانی هم اجرا کنند. در سال های اولیه پس از انقلاب، این سرود برای مدت کوتاهی به عنوان «سرود ملی» از رادیو و تلویزیون ایران پخش می شد، اما بعداً چند سالی از رسانه های داخلی حذف شد تا در دهه اخیر که باز در مناسبت های مختلف تاریخی، آن را می شنویم.
ای ایران ای مرز پرگهر
ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
ای... دشمن ار تو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما
سنگ کوهت دُر و گوهر است
خاک دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل کی برون کنم
برگو بی مهر تو چون کنم
تا... گردش جهان و دور آسمان بپاست
نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما
ایران ای خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیکرم
جز مهرت بر دل نپرورم
از... آب و خاک و مهر تو سرشته شد دلم
مهرت ار برون رود چه می شود دلم
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما
روزنامه شرق ، شماره 1122 به تاریخ 7/9/89، صفحه 12 (تاریخ)
|
یکی از شخصیت ها به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان پزشک پرسید شما چطور میفهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟ |
روانپزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب میکنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار میگذاریم و از او میخواهیم که وان را خالى کند.
او گفت: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ تر است.
روانپزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر میدارد... شما میخواهید تختتان کنار پنجره باشد؟
نتیجه گیری : 1. راه حل همیشه در گزینه های پیشنهادی نیست. 2. در هنگام تصمیم گیری هدف فراموش نشود. 3. همه راه حل ها همیشه در تیر رس نگاه نیست
دباغی در بازار عطاران
آن یکی افتاد بیهوش و خمید چونکه در بازار عطاران رسید
بوی عطرش زد ز عطاران راد تا بگردیدش سر و بر جا فتاد
همچو مردار اوفتاد او بیخبر نیم روز اندر میان رهگذر
جمع آمد خلق بر وی آن زمان جملگان لاحول گو، درمان کنان
آن یکی کف بر دل او میبراند وز گلاب آن دیگری بر وی فشاند
او نمیدانست کاندر مرتعه از گلاب آمد ورا آن واقعه
آن یکی دستش همی مالید و سر وآن دگر کهگل همی آورد تر
آن بخور عود و شکر زد به هم وآن دگر از پوششش میکرد کم
وآن دگر نبضش، که تا چون میجهد؟ وآن دگر بوی از دهانش میستد
تا که می خوردهست و یا بنگ و حشیش؟ خلق درماندند اندر بیهشیش
پس خبر بردند خویشان را شتاب که فلان افتاده است آنجا خراب
کسی نمیداند که چون مصروع گشت یا چه شد کو را فتاد از بام، طشت
یک برادر داشت آن دباغ زفت گربز و دانا، بیامد زود تفت
اندکی سرگین سگ در آستین خلق را بشکافت و آمد با حنین
گفت: من رنجش همی دانم ز چیست چون سبب دانی، دوا کردن جلیست
چون سبب معلوم نبود، مشکلست داوری رنج و در آن صد محمل است
چون بدانستی سبب را، سهل شد دانش اسباب، دفع جهل شد
گفت با خود: هستش اندر مغز و رگ توی بر توی بوی آن سرگین سگ
تا میان اندر خدث او تا به شب غرق دباغیست او روزیطلب
پس چنین گفتست جالینوس مه آنچه عادت داشت بیمار، آنش ده
کز خلاف عادت است آن رنج او پس دوای رنجش از معتاد، جو
چون جعل گشتست از سرگین کشی از گلاب آید جعل را بیهشی
هم از آن سرگین سگ داروی اوست که بدان او را همی معتاد و خوست
الخبیثات للخبیثین را بخوان رو و پشت این سخن را باز دان
ناصحان او را به عنبر یا گلاب می دوا سازند بهر فتح باب
مر خبیثان را نسازد طیبات درخور و لایق نباشد ای ثقات
چون ز عطر وحی کژ گشتند و گم بد فغانشان که تطیرنا بکم
رنج و بیماریست ما را این مقال نیست نیکو وعظتان ما را به فال
گر بی آغازید نصحی آشکار ما کنیم آن دم شما را سنگسار
ما به لغو و لهو، فربه گشتهایم در نصیحت خویش را نسرشتهایم
هست قوت ما دروغ و لاف و لاغ شورش معدهست ما را زین بلاغ
رنج را صد تو و افزون میکنید عقل را دارو به افیون میکنید
خلق را میراند از وی آن جوان تا علاجش را نبینند آن کسان
سر به گوشش برد همچون رازگو پس نهاد آن چیز بر بینی او
کو به کف، سرگین سگ ساییده بود داروی مغز پلید آن دیده بود
ساعتی شد، مرد جنبیدن گرفت خلق گفتند: این فسونی بد شگفت
کین بخواند افسون، به گوش او دمید مرده بود، افسون به فریادش رسید
جنبش اهل فساد آن سو بود که زنا و غمزه و ابرو بود
هر که را مشک نصیحت سود نیست لاجرم با بوی بد خو کردنیست
مشرکان را ز آن نجس خواندهست حق کاندرون پشک زادند از سبق
کرم کو زاده است در سرگین، ابد او همه جسم است، بیدل چون قشور
ور ز رش نور، حق قسمیش داد همچو رسم مصر، سرگین مرغ زاد
لیک نه مرغ خسیس خانگی بلکه مرغ دانش و فرزانگی
← صفحه بعد
نظرات ()